زبان ساده عشق است!!

         از آستانه ی تحمل‌ات که بالاتر باشد دیگر فرقی نمی‌کند


 ضربه‌ی سهمگین پتک باشد یا

 

تلنگر سرانگشت .

 

می‌شکنی ...

 

مسئله‌ی شدت ضربه نیست که قیاس مع‌الفارق کرده باشی . 

 

مسئله‌ی ضعف ِ احساس است .

 

"تنهائی" احساس آدم  را نحیف می‌کند . 

آن‌چنان نحیف که نازداری زنی از مردش

تو رابه هق‌هق می‌اندازد . 


هق‌هق !

 آن‌قدر عجیب که از فرط عجیب بودن

شاید مسخره به نظر می‌رسد .

 شاید هم آن‌قدر مسخره که

ازفرط مسخرگی عجیب به نظر می‌رسد .  

 

تنهائی احساس آدم را نحیف می‌کند ...

 

*****************************************************

  به سینه میزندم سر دلی که کرده هوایت

                                   دلی که کرده هوای کرشمه های صدایت

نه یوسفم نه سیاوش به نفس کشتن و پرهیز

                               که آورد دلم ای دوست، تاب وسوسه هایت

تو را ز جرگه ی انبوه خاطرات قدیمی

                                 بـرون کشــیده ام و نهاده ام به صفایت

تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست

                                نمیکنم اگر ای دوست! سهل و زود، رهایت

گره به کار من افتاده است از غم غربت

                                 کجاست چابکی دست های عقده گشایت؟

به کبر شعر مبینم که تکیه داده به افلاک

                                 به خاکساری دل بین، که سر نهاده به پایت

"دلم گرفته برایت" زبان ساده ی عشق است

                                    سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت! 

 

 

     ************************************************************

بیا، مرو ز کنارم، بیا که می میرم

نکن مرا به غریبی رها که می میرم


توان کشمکشم نیست بی تو با ایام

برونم آور از این ماجرا که می میرم


نه قول هم سفری تا همیشه ام دادی؟

قرار خویش منه زیر پا که می میرم


به خاک پای تو سر می نهم ، دریغ مکن

زچشم های من این توتیا که می میرم


مگر نه جفت توأم قوی من؟ مکن بی من،

به سوی برکه آخر شنا ، که می میرم


اگر هنوز من آواز آخرین توام

بخوان مرا و مخوان جز مرا که می میرم


برای من که چنینم تو جان متصلی

مرا ز خود مکن ای جان جدا ، که می میرم


ز چشم هایت اگر ناگزیر دل بکنم

به مهربانی آن چشم ها که می میرم

        *************************************************
 
نفرین به من که پوچیِ دستم بزرگ بود 

                      می‌خواستم عزیز تو باشم، خدا نخواست. 

 

/ 7 نظر / 50 بازدید

سلام باران عزیزم چقدرپستت زیباست بیادحاج عمو دل من هم گرفته توکه میدونی چه میکشم... برای خرید عشق هرکس هرچه داشت اورد. دیوانه هیچ نداشت گریست... گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید اماهیچ کس ندانست قیمت عشق اشک است ازوبلاگ همیشه زیبای حاج عمو مهشید

انسان

بیا، مرو ز کنارم، بیا که می میرم[نیشخند]این بیت ایهام داره[هورا] بیا که می میرم..اگر بیای من میمیرم پس بهتره نیای[نیشخند] حاج عمو سلام ...باران گرامی سلام....شوخی قشنگی بود[هورا]

انسان

[متفکر]حاج عمو حالا این عشق اینقدر ارزش داره که زندگیتون نابود کنید[متفکر] قدیمیها میگفتند گُشنگی نکشید که عشق یادتت بره[نیشخند]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ"

مادر موسی، چو موسی را به نیل در فکند، از گفتهٔ رب جلیل خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه گفت کای فرزند خرد بی‌گناه گر فراموشت کند لطف خدای چون رهی زین کشتی بی ناخدای وحی آمد کاین چه فکر باطل است رهرو ما اینک اندر منزل است ما گرفتیم آنچه را انداختی دست حق را دیدی و نشناختی در تو، تنها عشق و مهر مادری است شیوهٔ ما، عدل و بنده پروری است سطح آب از گاهوارش خوشتر است دایه‌اش سیلاب و موجش مادر است رودها از خود نه طغیان میکنند آنچه میگوئیم ما، آن میکنند ما، بدریا حکم طوفان میدهیم ما، بسیل و موج فرمان می‌دهیم به که برگردی، بما بسپاریش کی تو از ما دوست‌تر میداریش "پروين "

سلام باران عزیزامروز دفاع کردی وخداراشکربااقتدارتمام فوق لیسانس توثبت کردی ارزومی کنم درهمه شئونات زندگی موفق باشی. حاج عموهم حضورداشت. من به ایشون هم تبریک میگم حرف حاج عوم یادت نره چون بلافاصله بعداز اعلام نمرت گفت باران عزیزامسال باید دکتراشرکت کنی میدونم خسته ای اما ازت میخوام . قبولی درازمون دکترا مشکله اما تومیتونی .خیلی خوشحالم ...مهشید

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته] حاج عمو جانم عزیز دلها آمد :) اینو دوست دارم [قلب] مسرورم از لبخند تو، مسرور یعنی این من شهره ی عشق تو ام، مشهور یعنی این هر بار می گویم به خود در غایت مستی ای مست های کشورم، انگور یعنی این هر تار مویش خالق صد ساز و آواز است مشکاتیان، مشکاتیان، سنتور یعنی این از چشم هایت بیشتر از این نمی گویم الماس بی همتای کوه نور یعنی این صد بار خود را کشته ام با دار گیسویت اما کماکان زنده ام، منصور یعنی این ((آمنه دولت آبادی- وبلاگ نابینالود)) [دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته] من تمام خنده های جهان را گم کرده ام، پر شده ام از این همه تاریکی... حالا تو هی از باران و کوچه های خیس شعر به من بگو از سیب و هوس، و من پشت می کنم به هر چه لبخند است به هر چه آفتاب... رو می کنم به شب، به تمام بغضی که راه نفسم را بند می آورد... من هوا کم می آورم... عشق من، چیزی نگو؛ فقط بیا... "ناشناس" [گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته]