بی تو اول و آخر کجاست؟؟ از نداشتنت می ترسم!

و بک الدّخیل یا عشق 

....

از

دلتنگی ات

کجا فرار کنم؟!

*************************************************

"عاشقت باشم می‌میرم

یا عاشقت نباشم؟"

نمی‌دانم کجا می‌بری مرا

همراهت می‌آیم

تا آخر راه

و هیچ نمی‌پرسم از تو

هرگز.



عاشقم باشی می‌میرم

یا عاشقم نباشی؟

این که عاشقی نیست

این ‌که شاعری نیست

واژه‌ها تهی شده‌اند

بانوی من!

به حساب من نگذار

و نگذار بی تو تباه شوم!

با تو عاشقی کنم

یا زندگی؟



در بوی نارنجی پیرهنت

تاب می‌خورم

بی‌تاب می‌شوم

و دنبال دست‌هات می‌گردم

در جیب‌هام

می‌ترسم گمت کرده باشم در خیابان

به پشت سر وا می‌گردم

و از تنهایی خودم وحشت می‌کنم.

بی تو زندگی کنم

یا بمیرم؟



نمی‌دانم تا کی دوستم داری

هرجا که باشد

باشد

هرجا تمام شد

اسمش را می‌گذارم

آخر خط من.

باشد؟

بی تو زندگی کنم

یا بگردم؟



همین که باشی

همین که نگاهت ‌کنم

مست می‌شوم

خودم را می‌آویزم به شانه‌ی تو.

با تو بمیرم

یا بخندم؟

امشب اسبت را می‌دزدم

رام می‌شوم آرام

مبهوت عاشقی کردنت .

 

 



با تو

اول کجاست؟

با تو

آخر کجاست؟

از نداشتنت می‌ترسم

از دلتنگیت

از تباهی خودم

همه‌اش می‌ترسم

وقتی نیستی تباه شوم.

بی تو

اول و آخر کجاست؟

 

 



واژه ها را نفرین میکنم

و آه می کشم

در آیینه ی مه آلود

پر از تو میشوم

بی چتر.

من

بی تو

یعنی چی؟

غمگین که باشی

فرو می‌ریزم

مثل اشک.

نه مثل دیوار شهر

که هر کس چیزی بر آن

به یادگار نوشته است.



تو بیش‌تر

منی

یا من

تو؟


در آغوشت

ورد می‌خوانم زیر لب

و خدا را صدا می‌زنم.

آنقدر صدا می‌زنم که بگویی:

جان دلم!  

********************************************* 

برای زمین گیر کردن من

نخندیدنت کافی بود...
  

***************************************************

چقدر دست تو با دست من محبت کرد

و انحنای لبت بــوسه را رعایت کـــــــرد

من از تو با شب و باران و بیشه‌ها گفتم

و هر کـــه از تو شنید از بهار صحبت کرد

کتابِ چشم مرا خط به خط بخوان، خانم !

کــــــه تابِ موی تو را مو به مو روایت کرد

سرودن از تو شبیه نوشتن وحی است

و آیـه آیـه تـــو را می شود تلاوت کـــرد:

اَلَم تَری ... که غزل کیف می کند با تو

تنت ارم شد و من را به باغ دعوت کرد

وَ تن، تنت، که وطن شد غزل مطنطن شد !

وَ رقص شد ... وَ تَتَن تَن تَنــانه حرکت کرد –

- به سمت عطر تو تا قبله‌ها عوض بشوند

و بعد رو به تو قامت که بست ، نیت کــرد :

 منم مسافر چشمت ! مرا شکسته نخواه !

و نیت غـــــــــــزلی در چهار رکعت کرد !

رکوع کرد ... وَ تسبیح‌هاش پاره شدند !

و مُهر را به سجودی هــزار قسمت کرد !

قنوت خواند : خدایا ! چرا عذاب النار ؟!

که آتشم به تمام جهان سرایت کـرد –

- و بی عذاب ترین عشق، آتشی شد که

فرشتگان تو را نیز غـــــــــــــرق لذت کرد

تشهد : اَشهَدُ اَن بوسه ات دو جام شراب !

و اَشهَدُ کـــــــــه لبانم به جــــام عادت کرد !

سلام بر تــو کــه بــاران به زیر چتر تو بود

سلام بر تو که خورشید هم سلامت کرد

...
غــزل تمام ؛ نمازش تمام ؛ دنیا مات !

سکوت بین من و واژه ها سکونت کرد

وَ تــــــو بلند شدی تــا انار بشکوفد

دعای قلب مرا بوسه ات اجابت کرد

غــــزل به روی لبت شادمانه می رقصید

و هر کسی که شنید از بهار صحبت کرد!

 
 
*********************************************************
 
از قول من به حضرت حافظ بگو صبا ،

                                پس کی تمام می شود این انتظار من ؟
 
 
/ 49 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] عجيب بود نگاهش، شبيه باران بود فرشته ای كه دقيقاً شبيه انسان بود همان كه خانه آن ها پر از اقاقی هاست همان كه پنجره اش رو به سوی ايوان بود تمام خاطره هايش ميان يک گلدان‎ هميشه چشم قشنگش به چشم گلدان بود سلام…! پنجره اما دوباره تعطيل است هراس پنجره ها از هجوم توفان بود هزار واژه مرموز در سكوتش ماند سكوت مسئله دارش شروع پايان بود شما كه اهل سكوتيد، ساده می فهميد كه غرق جذبه چشمش شدن چه آسان بود ولی چه فايده وقتی بهار دستانش برای من كه خزانم، فقط زمستان بود (مرتضی قاسمی) [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل] نفرين به زندگی که تو ماهی، من آدمم نفرين به من، که پيش فراوانی ات کمم نفرين به آن که فرق نهاده ست بين ما تا تو بهشت پاکی و تا من جهنمم نفرين به خلقتی که مرا عرضه کرده است من که تمام رنجم و من که فقط غمم آهسته تر به زندگی من قدم بنه من گور دسته جمعی گل های مريمم لب های من دو مار له اند و لورده اند با بوی خون به سينه فرو می رود دمم ای ماه! مهربانی تو می خورد مرا ای ماه! من سياه دلم از تو می رمم بالا بلند خوبی عظمای مرحمت نفرين به من که پيش فراوانی ات کم (سيد رضا محمدی) [دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل][دلشکسته][گل]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته] بگذار سر به سینه من تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی دردمند را شاید که پیش ازین نپسندی به کار عشق آزار این رمیده سر در کمند را بگذار سر به سینه من تا بگویمت اندوه چیست عشق کدامست غم کجاست بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان عمری است در هوای تو از آشیان جداست دلتنگم آن چنان که اگر ببینمت به کام خواهم که جاودانه بنالم به دامنت شاید که جاودانه بمانی کنار من ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت تو آسمان آبی آرام و روشنی من چون کبوتری که پرم در هوای تو یک شب ستاره های ترا دانه چین کنم با اشک شرم خویش بریزم به پای تو بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب +فريدون مشيري [دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] حالا که خبر داری از حال و هوای من دستان پر از مهرت بگشای برای من اندر غم هجرانت موییدم و نالیدم هر رهگذری بشنید فریاد رسای من از پای فتادم نک تا روی تو را بینم این شور تو را دیدن گردیده عصای من بی یار و کسم ای دوست از یاد همه رفتم از روی ترحم شو مهمان سرای من کامم تو روا فرما فرصت بودم محدود گر این نکنی باید آیی به عزای من گر زینت آغوشم اندام گلت می شد اهریمن غم می مرد از کام روای من بسیار ستم دیدم از سرزنش توده از بهر خدا برگرد از عزم جفای من " حسین قمی اویلی" [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] ای ستاره ای ستاره غریب ما اگر ز خاطر خدا نرفته ایم پس چرا به داد ما نمیرسد ما صدای گریه مان به آسمان رسید از خدا چرا صدا نمرسد. "فروغ" [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته] از تمامِ تو خاطره ای به جا مانده که به ثانیه هایم رنگ دلتنگی می زند رنگی که اصلا صورتی نیست ! از تمامِ تو حسرتی به جا مانده که هی می خورم و سیر نمی شوم حسرتی از جنسِ کم داشتن آغوشت ، در نیمه شبی که از خواب بپرم شاید به خاطر دیدن یک کابوس ! از تمامِ تو فقط یک منِ نصفه نیمه به جا مانده که گاهی شعر می نویسد و تو در میان واژگانش خودنمایی می کنی ! از تمامِ تو فقط یک صندلی خالی یک فنجان دست نخورده و یک "جایت خالی است" ِ درست و حسابی به جا مانده ! از تمامِ تو شادی بی تکراری به جا مانده بر تنِ بی جانِ سه شنبه هایی دوست داشتنی !!! "مریم صالحی" [دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

نشد که با تو بگویم دلم قرار ندارد ز دام زلف سیاهت ره فرار ندارد نشد که با تو بگوبم ز عشق تو مستم که چشم بر همه غیر از خیال تو بستم نشد که با تو بگویم ز گریه پنهان که مهرت ای بت زیبا نشسته است در جان نشد که با تو بگویم ز گریه های شبانه برای دیدن رویت دلم گرفته بهانه نشد که با تو بگویم نگار شیرینم که از فراق تو اکنون چقدر غمگینم نشد که با تو بگویم تمام من بودی ز غیر درد نبردم ز عشق تو سودی نشد که با تو بگویم چقدر دلگیرم پس از فراق تو دیگر ز زندگی سیرم نشد که با تو بگویم ز گریه های نهانی دریغ و درد نماندست در فراق تو جانی نشد که با تو بگویم دلم چقدر خون است ز درد هجر تو لیلی، به سان مجنون است نشد که با تو بگویم هزار حرف نگفته شود به همره این دل به زیر خاک نهفته

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] اگر قرار باشد هزار بار زندگی کنم هر هزار بار من مال تو "عباس معروفی" [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تو باران تنم کن و مرا زير پر چشم‌هات بگير قطره قطره تو را گريه می‌کنم. می‌خواهی بروم لباس‌های خدا را برات بدزدم؟” ― عباس معروفی [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته] “عاشقت باشم می‌ميرم يا عاشقت نباشم؟ عاشقم باشی می‌ميرم يا عاشقم نباشی؟ با تو عاشقی کنم يا زندگی؟ بی تو زندگی کنم يا بميرم؟ بی تو زندگی کنم يا بگردم؟ با تو بمیرم یا بخندم؟ ا تو اول کجاست؟ با تو آخر کجاست؟ از نداشتنت می‌ترسم از دلتنگيت از تباهی خودم همه‌اش می‌ترسم وقتی نيستی تباه شوم. بی تو اول و آخر کجاست؟ من بی تو يعنی چی؟ تو بيش‌تر منی يا من تو؟ در آغوشت ورد می‌خوانم زير لب و خدا را صدا می‌زنم. آنقدر صدا می‌زنم که بگويی: جان دلم! "عباس معروفی" [دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته]