تووقتی بامنی

من همان سرباز ازلشکرجداافتاده ام

      می کشی یکباره ایا؟

       یااسیرم می کنی؟

...............................................

مباش ارام حتی گرنشان ازگردبادی نیست

به این صحرا که می ایم ازان اعتمادی نیست

به دنبال چه می گردند مردم درشبستانها

دراین مسجد که من دیدم چراغ اعتقادی نیست

نه تنها غم سلامت بادگفتن های مستان هم

گواهی می دهد دنیای ما دنیای شادی نیست

چرابی عشق سر برسجده تسلیم بگذارم

نمی خواهم نمازی راکه دران ازتویادی نیست

کنار بسترم بنشین ودستم رابگیر ای عشق

برای اخرین سوگند ها وقت زیادی نیست

مراباچشم های بسته ازپل بگذران ای دوست

تووقتی بامنی دیگرمرابیم معادی نیست

...................................................................

به نام عشق جسمت رالگد مال 

بوسه های هوس الودشان می کنند

وباز به نام همان عشق فراموشت

             می کنند

به نام نجابت بایدسکوت کنی

وبه نام صبرازدرون ویران شوی

     تقصیر هیچ کس نیست

که قانون غیرتشان راقلم غریزه

      امضاء کرده است

            

/ 41 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صبا

چه فرقی میکند مهره سیاه باشم یا سفید چشمانت با اولین حرکت ماتم میکند

ستایش

در این دنیا اگر غم هست صبوری کن خدا هم هست اگر دشمن کنارت هست مخور غصه خدا هم هست اگر فقر و فقیری هست منال هرگز خدا هم هست اگر در عشق فریبی هست چه غم لیکن خدا هم هست

شعیب

سلام خواننده این پیام یه دل پاک داره ، یه قلب مهربون داره و یه دوست خوب که آرزوش سعادت و موفقیت اونه

khodai

آدم گاهی پیچیده می شود… گاهی هم خودش را گره می زند گوشه ی دنیا؛ و آنقدر چوب سادگی هایش را می خورد ، که دهان عقلش از تعجب باز بماند…!!![گل]سلااااااااام...ممنون از حضور شما دوست گرامی

khodai

لقمان حکیم گفت: من سیصد سال با داروهای مختلف، مردم را مداوا کردم؛ و در این مدت طولانی به این نتیجه رسیدم؛ که هیچ دارویی بهتر از “محبت” نیست ! کسی از او پرسید: و اگر این دارو هم اثر نکرد چی؟ لقمان حکیم لبخندی زد و گفت؛ “مقدار دارو را افزایش بده !! ”[گل][گل]

خواهرانه

سلام داداش... هستم همین نزدیکیام... چندروزه میخوام آخرین پستموبذارم حالم خوب نیست نمیتونم... صبح برمیخیزم زخواب;گویم تورا صبح شمامبارک... تاکه چشم بازکنم;بینم رخ ماه تورا صبح شمامبارک... اینکه صبح روشن شده تولدی دوباره است... چشم خورشیدبرای دیدنت بیدارشده صبح شمامبارک... مریم...

زهـــــرا

شاید ارام تر میشدم فقط وفقط اگر میفهمیدی حرف هایم به همین راحتی که میخوانی نوشته نشده اند[نگران]

زهـــــرا

[پلک] نوچ نوچ حاج عمو خودمم نفهمیدما[من نبودم] شما چطور متوجه شدین عایا؟! [نیشخند] خب دیگهمن اعتراف کردم خنگم و شمام تاعتراف کنین که من با وجود خنگیم نمره هام عالی میشن معجزست [شیطان]

زهـــــرا

راستی دیدید بد قولی نکردم وآمدم وبتون [قلب]

زهـــــرا

سرنوشتم چیز دیگر را روایت می کند بی تعارف این دلم خیلی هوایت می کند قلب من با هر صدا با هر تپش با هر سکوت یک نفس دارد دعایت می کند [قلب]