بی قرارتوام

بی قرارتوام ودردل تنگم گله هاست

اه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده دراب

دردلم هستی وبین من وتوفاصله هاست

اسمان باقفسی تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

پی هرلحظه مرابیم فروریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

بازمی پرسمت ازمسئله دوری وعشق

وسکوت توجواب همه مسئله هاست

..................................................................

روزها حرف من این است وهمه شب سخنم

    که چراغافل ازاحوال دل خویشتنم

    ازکجاامده ام امدنم بهرچه بود

    به کجامیروم اخرننمائی وطنم

 


         

/ 34 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهـــــرا

وقتی کســـــی در کنـــــــارت هست خوب نگــــــاهش کــــن بـــــه تمــــــــام جــــزئیــــــاتــــــــش به لبخنـــــد بین حرف هایش به سبــــــــک ادایـــــــــ کلمـــــــــاتــــــــش به شیــــــــوه ی راه رفتنــــــــش، نشستنـــــــش به چشـــــم هایش خیره شو دست هـــــــایش را به حافظــــــه ات بسپار گاهی آدم ها انقدر سریع میروند ، که حسرت یک نگاه سَرسَری را هم به دلت میگذارند ! [ناراحت]

بآنو...

منم گاهی وقتا تا مرز جنون درگیرِ همین سخن ها و احوالات میشم... و این همه ، عجیب می چسبد...[گل]

فلورا

کتاب زندگیتان را فقط به روی اندکی بگشایید.چون در این دنیا افراد بسیار اندکی هستند که درک فصلها برایشان اهمیت دارد. مابقی فقط کنجکاوند بدانند. سایت مردمان

زهـــــرا

چقدر دلم میخواهد نامه بنویسم تمبر و پاکت هم هست و یک عالمه حرف اما کاش کسی جایی منتطرم بود… [ناراحت]

زهـــــرا

جاذبه ی سیب ، آدم را به زمین زد و جاذبه ی زمین ، سیب را ! فرقی نمی کند سقوط” سرنوشت ِ دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست.... [خنثی]

زهـــــرا

هرگاه از شدت تنهایی ، به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند، خنجر خیانتی را که در پشتم فرو رفته؛ در می آورم، می بوسمش اندکی نمک به رویش می پاشم ..... دوباره بر سر جایش می گذارم....... [افسوس]

ღ[̲̲̅̅A̲̲̅̅f̲̲̅̅a̲̲̅̅r̲̲̅̅i̲̲̅̅n̲̲̅̅

خیلی زیبا بود![لبخند][رویا] مخصوصا این قسمتش:: مثل عکس رخ مهتاب که افتاده دراب دردلم هستی وبین من وتوفاصله هاست میشه این تکه رو با ذکر منبع بذارم توی وبم؟

khodai

نسان واقعی، در مرگ و زندگی حالاتی یکسان دارد.مرگ چیزی را عوض نمیکند. قطره ای که بسوی دریا پرتاب شده است ،از محو شدن دیوارهای قالب کوچک خود هراسان نمیشود. کسی که حقیقت جاودان را درک کرده ،به بی مرگی ملحق شده است. تن آدمی چیزی است که خواهی نخواهی نابود خواهد شد ،اما چیزی در این قالب هست که ماندنیست. مرواریدی در این صدف است که خواستنی است. هستی ،طالب این مروارید است... مسیحا برزگر

بآنو...

اما به نظر من لازمه گاهی سوال کردن و رسیدن... این خودآزاری نیست...[گل]