گـمشده

«من چه گویم قلب پر امید را

او به فکر لذت و غافل که من

طالبم آن لذت جاوید را..»

                           ***************************************************

بعد آن دیوانگی ها ای دریغ

باورم ناید که عاقل گشته ام

گوئیا او مرده در من کاینچنین

خسته وخاموش وباطل گشته ام

 

هردم از آئینه می پرسم ملول

چیستم دیگر به چشمت چیستم؟

لیک در آئینه می بینم که وای

سایه ای هم زانچه بودم نیستم

 

همچو آن رقاصه هندو بناز

پای می کوبم ولی برگور خویش

وه که با صد حسرت این ویرانه را

روشنی بخشیده ام از نورخویش

 

ره نمی جویم به سوی شهر،روز

بی گمان درقعرگوری خفته ام

گوهری دارم ولی آن را، ز بیم

در دل مرداب ها بنهفته ام

 

می روم...امانمی پرسم ز خویش

ره کجا...؟منزل کجا...؟مقصودچیست؟

بوسه می بخشم ولی خود غافلم

کاین دل دیوانه را معبود کیست!

 

او چو در من مُرد ناگه هرچه بود

در نگاهم حالتی دیگر گرفت

گوئیا شب،با دو دست سرد خویش

روح بی تاب مرا دربر گرفت

 

آه... آری این منم...اما چه سود!!

اوکه درمن بود دیگر،نیست...نیست

می خروشم زیر لب دیوانه وار

او که در من بود،آخر کیست...کیست؟

  ********************************************************************

          باران عزیز            

این پست را تقدیم میکنم به تو که

درتمام طول درمانم و بهنگام بستری بودنم 

دست از من برنداشتی و

 هـرگز هم خسته نشدی ...

     ************************** 

«لباس سرمه ای ای کعبه نگاه مپوش

بمرگ من که دگر جامه سیاه مپوش»

 

" ای لب خوش دهنت خوش قدو بالای تو خوش

تا دل ناخوش من هم به تمنای توخوش "

 

«پای امیدما همه جا می خورد به سنگ

سری است درمجادله سنگ وپای سنگ»

 

" امروز هم گذشت به هرتلخی که بود

درانتظار محنت فردا نشسته ایم "

 

« زبس که خاطرم آزرده ست ازخویشان

بران رسیده که ازخویش هم شوم بیزار»

 

«چنان غبار مرا روزگار،داد به باد

که بر زمین نشیند هزار سال دگر»

 

" گفتی شتاب رفتن من ازبرای توست

آهسته تر برو که دلم زیر پای توست

با قهر میگریزی و گویا که غافلی

آرام سایه ای همه جا در قفای توست

خوش می روی به خشم و بما رو نمی کنی

این دیده از قفا به امید وفای توست "

 

«دوش گیسوی ترا ریخته دیدم بردوش

خاطر آشفته ام امشب زپریشانی دوش

عجب از رشته عقلی که نپیچد درپای

زان سیه سلسله گیسو که تو داری بر دوش»

......................................................................................

موزیک این پست؛

"باران توئی" کاری از گروه"چارتار"

/ 80 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب] من گرفتار و تو در بند رضای دگران من ز درد تو هلاک و تو دوای دگران [گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[گل][گل][قلب][گل][گل][قلب][گل][گل][قلب][گل][گل][قلب] تو اگر به هر نگاهی، ببری هزارها دل نرسد بدان نگارا، که دلی نگاه داری [گل][گل][قلب][گل][گل][قلب][گل][گل][قلب][گل][گل][قلب]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل] همه سر، چشمم و از دیدن او محرومم همه تن، دستم و از دامن او کوتاهم [قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن! [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب] ماه از پنجره کوچید بهار از درخت گوزن از قصه و شعری که می‌گفتم دیگر ادامه نیافت همه چیز تمام شد سوار قطار شدی و رفتی حالا باید در شهری دور باشی در قلب من چکار می‌کنی !؟ رسول يونان [گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] دریچه باز شد دریچه بسته شد هوا هوای دلپذیر بود ولی دل قدیم من کجا شده است؟ " محمد زهری " [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته] به دادم برس عمق این نیمه‌شب قد اتفاق تو کوتاه نیست به دادم برس از جنون تا زمین دو تا پنجره بیشتر راه نیست...... [دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته] این جادر اردیبهشتی تلخ بر این تخت قفقازی نیمی از من افتاده است که به دست نیم دیگرش کشته شده است حال آن که تمام من در سرزمین‌های ناشناخته با تو در سفر است در اردیبهشتی تلخ/که بر ما گذشته است در تمام فصل‌هایی که من را به ابتدای دنیا برنمی‌گردانند در سرنوشت‌های موازی در مرگی موسمی و در واگذاری عشق به موعد دیگری " احسان مهتدی" [دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته]

پرچین خاطره

سلام؛ قالب نو مبارک؛ خوشحالم که حالتون خوبه امشب شب آرزوهاس؛ امیدوارم به تمامی آرزوهاتون با سلامتی و عاقبت بخیری برسید التماس دعا[گل][گل][گل]

ஜ۩ஜ baran ஜ۩ஜ

[دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته] تو سراب موج گندم ، تو شراب سیب داری تو سر فریب - آری! - تو سر فریب داری لب بی وفای او کی به تو شهد می چشاند چه توقعی است آخر که از این طبیب داری شب دل بریدن ماست چه اتفاق خوبی چمدان ببند بی من سفری غریب داری پس از این مگو خیانت به حکایت یهودا که مسیح نیست آن کس که تو بر صلیب داری چه شکایتی است از من که چرا به غم دچارم تو که از سروده های دل من نصیب داری "فاضل نظری" [دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته]