بی قرارتوام ودردل تنگم گله هاست

اه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده دراب

دردلم هستی وبین من وتوفاصله هاست

اسمان باقفسی تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

پی هرلحظه مرابیم فروریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

بازمی پرسمت ازمسئله دوری وعشق

وسکوت توجواب همه مسئله هاست

..................................................................

روزها حرف من این است وهمه شب سخنم

    که چراغافل ازاحوال دل خویشتنم

    ازکجاامده ام امدنم بهرچه بود

    به کجامیروم اخرننمائی وطنم

 


         


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : پنجشنبه ۱۳٩۳/٥/۳٠ | ٧:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : حاج عمو | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.