می خواستم عزیز توباشم خدانخواست

همراه وهم گریز توباشم خدانخواست

می خواستم که ماهی غمگین برکه ای

در دست های لیز توباشم خدانخواست

گفتم دراین زمانه ی کج فهم کند ذهن

مجنون چشم تیز توباشم خدانخواست

می خواستم که مجلس ختمی برای این

پائیز برگ ریز توباشم خدانخواست

اه ای پری هرچه غزل گریه خواستم

بیت ترانه ای زتوباشم خدانخواست

مظلوم وساکتم به خدا دوست داشتم

یارستم ستیز توباشم خدانخواست

نفرین به من که پوچی دستم بزرگ بود

می خواستم عزیز توباشم خدانخواست


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : جمعه ۱۳٩۳/٥/۱٧ | ٩:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : حاج عمو | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.