گفتم به هیچ کس دل خود را نمی دهم


اما دلم برای همان هیچ کس گرفت !! 

********************************************

آورده است چشم سیاهت یقین به من

هم آفرین به چشم تـو هم آفرین به من

من ناگزیر سوختنم،چون که زل زده ست

خورشید تیــــز چشم تـو با ذره بین به من

ای قبله گـــاه نـــــاز !  نمـــــازت دراز باد !

سجاده ات شدم که بسایی جبین به من

بـــــر سینه ام گذار سرت را کــــه حس کنم

نازل شده ست سوره ای از کفر و دین به من

یاران راستین مرا می دهد نشـــان

این مارهای سرزده از آستین به من

تا دست من به حلقه ی زلفت مزین است

انگار داده است سلیمان نگیـــن بــــه من

محدوده ی قلمرو من چیـــــن  زلف توست

از عرش تا به فرش رسیده ست این به من

جغـــرافیــــای کوچک من بازوان تــــوست

ای کاش تنگ تر شود این سرزمین به من ...

 

 

***************************************************


بگردم دور تو ، دور نگاهت ، دور باطل ها


مرا دیوانه می خوانند ، امثال تو عاقل ها

پری رویی ، نه... زیباتر، سر زیبایی ات بحث است

به طرزی که کم آوردند توضیح المسائل ها

حسادت می کنم با هرکه دستش لای موهایت...

حسادت می کنم حتی به این موگیر ها، تل ها

مرا از دور میدیدی، خودت را جمع می کردی

بیا یک بار دیگر هم شبیه آن ((اوایل ها))...

و من معنی بعضی شعر ها را دیر می فهمم

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ..
  

******************************************

و بک الدخیل یا عشق، بک الدخیل یا عشق!

به کفم عصای موسی و تو رود نیل یا عشق!

ز دو دیده جوی خون است به دامنم روانه

برسان مرا از این جوی به سلسبیل یا عشق

تو کرشمه‌ای نمودی که یکی قتیل خواهم

دو هزار نعره برخاست: انا القتیل یا عشق!

همه بندگان مال‌اند و چرندگان قال‌اند

تو بگو چه خواهی دل؟ هم از این قبیل یا عشق؟

کلمات شعر، گنگ ند، زبان رقص خوش‌تر

فعلاتُ فاعلاتُن فعلُن فعیل یا عشق!

نه رهی به کوچه‌باغم که شب است و بی‌چراغم

تو برآی آفتابا! تو بشو دلیل یا عشق!
 

             ***************************************************

از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند

                    سخت دل بسته این ایل و تبارم ، چه کنم ؟ 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ۱۳٩٤/٤/۱٤ | ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : حاج عمو | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.