عشق را پرسیدم،تنهایی هنوز؟

                سر به زیر انداخت،یعنی؛

                                      باز رفت... 
 

                            ******************************************

من هستم و بدون تو با گریه ها هنوز

فکر تو تا همیشه ی دنیا و تا هنوز 

راحت بگو  بهانه ی دیگر نمانده است 

راحت بگو که دوست نداری مرا هنوز

می بینمت ولی تو نگاهم نمی کنی

زجرآور است گفتن این ماجرا هنوز

با این که هیچ راه به جایی نمی برد

می خواهمت تو را همه شب از خدا هنوز

من همچنان به فکر تو هستم بگو که تو

حسّت به من عوض شده آیا؟ و یا هنوز...

                            ******************************************

وقتی دل از نبود تو دلگیر می شود
بی طاقت از زمین و زمان سیر می شود

زل می زنم به شیشه ی ساعت بدون پلک
انگار پای عقربه زنجیر می شود

اشکم به روی نامه و پاکت نمی چکد
گویی کویر دیده و تبخیر می شود

در لابه لای لرزش حیران سایه ها
بد جور رنج فاصله تفسیر می شود

در گیرو دار کشمکش آب و نان شب
ابراز عشق باعث تحقیر می شود

من اشک می شوم و تو هم آه می شوی
با اشک و آه خانه نفس گیر می شود

ای بی خبر از این شب پر التهاب من
وقتی که مرگ یک شبه تقدیر می شود

من می روم و زیر لحد خاک می خورم
بی شک برای بوسه کمی دیر می شود....

 

         **************************************** 

نمی شود که مرا د رخودم رها بکنی

و بعد،با همه بنشینی ادعا بکنی

که عاشق منی و حاضری به خاطر من

هزار بار صمیمانه جان فدا بکنی

از آن طرف،ته قلبت،اگر که دست دهد

بنای عشق رقیب مرا به پا بکنی

شکست پشت من، از بار بی وفایی تو

نخواستی با من عاشقانه تا بکنی

من از قبیله دردم چگونه می خواهی!

که حق عشق اصیل مرا ،ادا بکنی؟

دوباره فرصت جبران گرفته ای از من

که بلکه این گره را عاشقانه وا بکنی

قبول! قلب مرا بازهم نشانه بگیر

اگر خطا بکنی،وای اگر خطا بکنی

 

***************************************

بی هیچ سوالی و جوابی،بغلم کن!

خسته تر از آنم که بگویم،به چه علت...

  

***************************************

موزیک این پست؛

"زن دیوانه "کاری ازگروه"چارتار"

  


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩٤/٢/٩ | ٤:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : حاج عمو | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.